تفسیر دعای مکارم الاخلاق

موضوع: عُجب، آفت عبادت است.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلاتُفْسِدْ عِبادَتى بِالْعُجْبِ خدایا عبادتم را با عجب و خودپسندی فاسد نکن
در ادامه بحث جلسه قبل، دو مرحله دیگر از از موضوع عبادت و عبودیت باقی ماند.
یکی این که عبادت را انجام بدهیم و دیگر این که از آن عبادت محافظت کنیم.
انسانی که دُرّ گران بهایی را پیدا کرد، پیدا کردنش یک هنری است و دور نگه داشتن آن از دستبرد، هنر دیگری است.
از زاویه دیگر؛ هر صفت پسندیده ای که داشته باشیم، در کنارش یک آفت هم وجود دارد. در کنار هر درخت و سبزه ای، یک علف هرزی هم وجود دارد که آفت آن درخت و سبزه است.
لذا امام می فرماید: وَلاتُفْسِدْ عِبادَتى بِالْعُجْبِ
آفت عبادت چیست؟ عُجب.
عجب یعنی چه؟ یعنی این که آن عملی که انجام داده ای ، آن عمل را بزرگ بشماری و فکر کنی که حداکثر کار را انجام داده ای. یکی از چیزهایی که باید همیشه در نظر داشته باشیم این است که از حد تقصیر خارج نشویم.
فساد یعنی چه؟ به چیزی که خاصیت و فایده ای نداشته باشد می گویند فاسد شده است. امام می فرماید که اگر عبادت شما با عجب همراه شد، این عبادت دیگر به درد نمی خورد.
در روایت داریم از امام موسى كاظم عليه السلام كه گفت ؛ اللَّهُمَ‏ لَاتَجْعَلْنِي مِن‏ الْمُعَارِينَ‏، وَ لَاتُخْرِجْنِي‏ مِنَ‏ التَّقْصِيرِ  (يعنى بار خدايا مرا از عاريت داده‏شدگان (ايمان) قرار مده و از تقصير بيرون مبر)(تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) ج‏4 ص 555)
معارین یعنی انسان دین را به عاریه بگیرد و دوباره از آن خارج شود. از دین استفاده ابزاری کند و هرجا به دردش خورد دیندار شود.
 در ادامه روایت از امام پرسیدند حد تقصیر چیست؟ فرمودند: فرمود: «هر عملى كه آن را به جا مى‏ آورى، در حالتى كه خداى عز و جل را به آن اراده دارى و رضاى او را مى‏ خواهى، در آن، در نزد خود مقصّر باش؛ زيرا كه همه مردمان در اعمال خويش، در ميان خود وخداى عز و جل مقصّرند» هر عملی را که برای خدا انجام بدهی بگو من کاری نکردم و آن کار را کوچک بشمار. اگر کسی این حد تقصیر و کوتاهی را نداشته باشد می گویند « مُعجِب» یعنی عُجب دارد.
در روایت داریم ؛ رسول خدا می فرماید که خداوند می فرماید: از بندگانم كسى است كه در عبادتم كوشش كند و از خواب و بستر با لذت خود برخيزد و در شبها براى خاطر من نماز شب خواند و خود را در راه عبادتم بزحمت اندازد، من يك شب و دو شب او را بچرت اندازم، براى نظر لطفى كه نسبت باو دارم و مي خواهم باقي اش دارم، پس او تا صبح ميخوابد، سپس برمي خيزد و خود را مبغوض دارد و سرزنش ميكند (كه چرا امشب از عبادت محروم شدم) در صورتى كه اگر او را واگذارم تا هر چه خواهد عبادتم كند، از آن راه او را خود بينى فرا گيرد و همان خود بينى او را نسبت باعمالش فريفته سازد و حالتى باو دست دهد كه هلاك دينش در آن باشد، بجهت عُجب‏ به اعمال و از خود راضى بودنش، تا آنجا كه گمان كند بر همه عابدان برترى گرفته و در عبادت از حد تقصير در گذشته‏(در صورتى كه پيغمبران هم اعتراف بتقصير در عبادت ميكنند) آن هنگام از من دور شود و خودش گمان كند بمن نزديك است.....»
 (أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏3 ؛ ص100)
درجات عُجب:
در روایت داریم، از حضرت ابى الحسن عليه السّلام راجع به خود بينى و عجبى‏ كه عمل را فاسد كند پرسيدند، فرمود: « خود بينى چند درجه دارد: بعضى از آن درجات اين است كه كردار زشت بنده بنظرش جلوه كند و آن را خوب پندارد و از آن خوشش آيد و گمان كند كار خوبى ميكند، و بعضى از درجاتش اين است كه: بنده به پروردگارش ايمان آورد و بر خداى عز و جل منت گذارد، در صورتى كه خدا را بر او منت است‏ (كه بايمانش هدايت فرموده). »
(أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏3 ؛ ص427)
برخورد خداوند با کسی که عجب دارد چگونه است؟
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
« نخست چيزى كه به يك شخص مبتلا به خود بينى وارد مى‏شود اين است كه آنچه وسيله عجب‏ و خود بينى است از او گرفته مى‏شود تا به عجز و حقارت خود آگاه گشته و در باره خود به اين معنى كه عاجز و ناتوان است شهادت بدهد، و در اين صورت حجت خدا براى او تمام خواهد شد، چنان كه عاقبت امر ابليس اين طور شد.»
(مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى، ص: 168)

 

تاریخ ارسال: 1394/12/12
تعداد بازدید: 494

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.