منت آفت عمل خیر

بسم الله الرحمن الرحیم منت، آفت عمل خیر شرح دعای مکارم الاخلاق / توسط استاد شیخ علی مرادزاده وَاَجْرِ لِلنّاسِ عَلى‏ يَدِىَ الْخَيْرَ  وَلاتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ،   و خير و نيكى را براى تمام مردم به دست من جارى ساز، و آن را از كدورت منّت‏گذارى دور دار یعنی خیر به دست من جاری شود. اما در کنار هر فضیلتی، آفتی هم وجود دارد، می فرماید؛ این توفیقی را که به من می دهی تا کار خیر به دست من جاری شود، من را از آفت این توفیق نیز در امان بدار که این کار خیر بواسطه منت گذاشتن نابود نگردد. در این عبارت چندین کلمه هست که باید معنا شود: 1-  جاری شده به دست من. این مطلب نیاز به یک توجه عمیق دارد که چرا به دست من؟ این جمله ما را رهنمون می کند به یک معرفت دیگری و آن این که در عالم هر اتفاقی که بخواهد بیفتد، هر ممکن الوجودی نیاز به یک سبب دارد. نظام این عالم بر اساس نظام علت و معلولی است. لذا در حدیث داریم: أَبَى‏ اللَّهُ‏ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً   خدا ابا دارد از این که اشیا را بوجود بیاورد مگر بواسطه سبب . پس قرار داد برای هر چیزی علتی.  (الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص183) پس در اینجا که می گوییم خیر را به دست من جاری کن، یعنی سبب این کار خیر من باشم. پس آنچه که قرار است اتفاق بیفتد خیر است و خدایا توفیقم بده علتش من باشم. خیلی وقتها کار خیر روی زمین مانده  و آماده است اما کسی نیست که آن را انجام دهد و تا کسی نیاید انجام نمی شود. بنای خدا بر این است، و الا خدا می توانست خیلی از این کارهایی که ما در این عالم انجام می دهیم، همه را بدون سبب انجام دهد. برای خدا کاری ندارد که یک مرتبه مسجد، حسینیه بیمارستان و یا یک پل ساخته شود، خدا می تواند همه را یک مرتبه ایجاد کند و چنین قدرتی دارد ولی خداوند بنایش براین است که اینها بر اساس اسباب و عللی باشد که ما در آن دخالت داریم. مرحوم ملاصدار می فرماید: « لازمه این عالم متکسّر، لازمه این عالمی که این همه موجودات مختلف دارد، این است که باید بر اساس سبب و مسبِّب باشد» به این معنا که خداوند قدرتش بر همه اشیا مساوی است یعنی قدرتی که در خلقت مثلا یک پشه دارد در خلقت فیل هم دارد در حالی که همین خلقت پشه هم پیچیده است ولی بعضی امور به ظاهر و به ذهن ما ساده می آید. هرچه را نگاه کنیم، ساده نیست، پیچیده است. خداوند بنایش بر این است که این عالم را بر اساس نظام علت و معلولی بسازد. قدرت خداوند در خلقت یک تخته سنگ، در خلقت انسان، در خلقت فیل یا پشه و .... قدرت خدا در خلق همه اینها مساوی است، هرکدام را بخواهد زودتر، دیرتر، بزرگتر، کوچکتر، قوی تر یا ضعیف تر . اینها برای خدا فرقی ندارد. پس نیاز دارد این عالمی که اشیاء آن گسترده است و پیچیده و متفاوت است، نظامش بر اساس علت و معلول باشد. پس می گوییم: خدایا مرا واسطه این کار خیر کن، من آن را ایجاد کنم و این توفیقی است. آن وقت اگر چنین اتفاقی بیفتد و چنین خواسته ای در ذهن افراد شکل بگیرد، آن وقت می شود:   فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ  ( مائده / 48) هرکسی سعی می کند زودتر کار خیر را انجام دهد و آن وقت هیچ کار خیری روی زمین نمی ماند. اگر می بینید که در جایی، کار خیری روی زمین مانده و کسی انجام نمی دهد، برای این است که با این فرهنگ آشنا نیستیم و یا کاملا باور نداریم و به عمق جانمان نرفته. در ادامه ، امام می فرماید: لِلنّاس ، خوب توجه کنید می فرماید برای مردم. نمی فرماید برای مومنین، هیچ قیدی ندارد. نمی گوید برای مردم شهرم، فامیلم، .....می فرماید برای مردم. در کار خیر نباید گزینشی عمل کنیم. اگر قرار است مدرسه و بیمارستان بسازیم، نگوییم فقط همشهریانم استفاده کنند. این تفکر، تفکر ضعیفی است و باطل است. بعضی ها این جوری کار خیر می کنند، گزینشی است و در واقع خدا در این وسط نیست. اگر خدا باشد می شود ؛وَاَجْرِ لِلنّاسِ . اما وقتی بنا باشد « خودم» باشم، آن وقت قیدهای خودم را هم می زنم و می گویم، همشهریان خودم، محله خودم، رفقای خودم و ...... ولی حضرت می فرماید، للناس . برای مردم، همه مردم بدون تبعیض. بعضی مواقع مواردی هست که صحیح هم هست مثلا پولی هست ولی کم است می گوییم برای کسانی که تازه ازدواج کرده اند، برای سرطانی ها ، برای سادات و ... اینها اشکالی ندارد ولی قیدها باید عمومی باشد. در نگاه اول نباید تعصب های هوی و هوسی، حس ناسیونالیستی و اینها دخالت کند ولی اگر مصلحتی اقتضا کرد، اشکال ندارد که در جایی قیدی هم به آن بزنیم. -  نکته سوم در این عبارت کلمه « خیر» است. این کلمه دامنه وسیعی دارد. تمام اعمال صالحه و خوبی ها و خیرها که عقل ، وجدان و شرع به آن حکم می کنند، همه اینها جز موارد خیر است. - نکته چهارم، وَلاتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، این کار خیری را که به من توفیقش را دادی، ممکن است یک مشکلی برای آن ایجاد شود. کلمه مهم در این عبات واژه مُحاق است یعنی از بین رفتن، نابود شدن، ناقص شدن. لذا می گوییم کاری کن که برکت این کار خیر از بین نرود. - نکته پنجم: منت گذاشتن یعنی چه؟ الف – یعنی این که انسان کاری را که نسبت به شخص مقابل انجام داده، آن را مرتب شمارش کند، یکی دوتا و ....مرتب بشمارد. ب- منت گذاشتن یعنی توقع ایجاد کند. اگر کار خیری کرد احساس کند که آن کار خیر برای او حقی  ایجاد کرده. مثلاً من این جلسه را راه انداختم پس حق دارم، من این مسجد را ساختم پس حق دارم. مطلبی به نام وقف تحویلی داریم. یعنی دیگر هیچ مالکیتی بر آن نداری، در این زمینه با همه مساوی هستی، دیگر اختیار فرش آن مسجد را نداری که کجا پهن کنند. مگر این که در هنگام وقف، توافق نامه ای تنظیم شده باشد. پس اگر کار را برای خدا انجام می دهیم، دیگر حقی بر دیگران نداریم. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذي‏؛ ای اهل ایمان! صدقه هایتان را با منت و آزار باطل نکنید.                                                                                                                                (بقره/264) -  نکته ششم: منت گذاشتن چه پیامدی دارد؟ الف – برای کسی که کار خیری انجام دادی، طرف یک شکستی در وجودش ایجاد شده و احساس حقارت و کوچکی می کند. لذا اگر مرتب به او گفتید، او را اذیت کرده اید. ب- مردم از تو فراری می شوند. وقتی بعد از یک کار خیر مرتب سر دیگران منت گذاشتی و شماره کردی و توقعت رفت بالا، دیگر کسی کاری به تو نمی گوید و این باعث می شود که توفیقات خودت هم کم شود. ج – کسی که منت می گذارد گویا حواسش نیست که این توفیق را خدا به او داده. تو یک واسطه هستی و آن سبب اصلی خداست. اوست که به تو قدرت و امکانات و مال و توانایی داده که آن کار خیر را انجام دهی. تو نباید برای خودت چیزی قائل باشی که من همه کاره ام. د – عمل انسان باطل می شود. مثل حیوانی که نُه من شیر می دهد و با یک لگد همه را نابود می کند. عمل را بی نتیجه می کند و بدون ثواب. چون هم اذیت کرده و هم توقع ایجاد کرده. -  نکته هفتم : اگر دقت کنیم می گوییم؛ خدایا، تو نابود نکن عملم را با منت گذاردن. یعنی فاعل را خدا می دانیم در حالی که من منت می گذارم. پس چرا اینطوری دعا می کنیم  و به خدا نسبت می دهیم؟ این یعنی چه؟ الف – یعنی، خدایا، تو توفیقم بده. توفیقت را از من قطع نکن. در واقع توفیقم بده که من منت نگذارم، لطفت را از من دریغ نکن. ب – معنی دیگرش این است که خدایا مرا حفظ کن از شر شیطان و نفس اماره و....که دچار منت گذاری نشوم لذا به خدا نسبت می دهیم. یعنی اگر خدا ما را حفظ نکند در واقع زمینه منت گذاشتن ما فراهم شده. ج – خدا گاهی به همین واسطه باعث امتحان ما می شود. د – هر کار خیر و هر کار شر از یک جهت به خدا نسبت داده می شود. چرا؟ چون خدا این زمینه را طراحی کرده و این را در اختیار من قرار داده که من هم می توانم کار خیر انجام دهم و هم می توانم کار شر. به این عنوان در اینجا سرمنشا این فعل را نیز به خدا نسبت می دهیم. نه این که خدا شرّ را ایجاد می کند بلکه خدا طراحی آن را انجام داده و بستر را مهیا کرده و این منم که با اختیار خودم باید انتخاب کنم. لذا از خدا می خواهیم که انتخاب های خوب داشته باشیم.    والسلام ر

تاریخ ارسال: 1394/12/21
تعداد بازدید: 566

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.