شرح دعای مکارم الاخلاق توسط استاد شیخ علی مراد زاده

بسم الله الرحمن الرحیم
متناسب با دو فراز قبلی ، امام می فرمایند:
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست،
وَلاتَرْفَعْنى فِى‏النّاسِ دَرَجَةً اِلاّ حَطَطْتَنى عِنْدَ نَفْسى‏مِثْلَها،
و درجه و مرتبه مرا نزد مردم بلند مگردان مگر آنكه مرا به همان اندازه نزد خودم پست گردانى،
گفتیم که هر فضیلتی که برای انسان هست، در کنار ان، آفتی هم وجود دارد. مثل دو کفه ترازو. یعنی همزمان با فضیلت ها باید آن قسمت درونی اش هم رشد کند ولی خیلی از مردم حواسشان نیست. اگر از نظر علمی رشد می کند عارش نشود که پیش یک بی سواد بنشیند، اگر از لحاظ پولی بالا رفت، عارش نشود پیش یک فقیر بنشیند.
البته اقتضای شغل گاهی رسوماتی دارد مثل مدیر یا وزیر در یک اتاق جداگانه باشد، نگهبانی داشته باشد.
امام در ادامه می فرماید: وَلاتُحْدِثْ لى عِزّاً ظاهِراً اِلاّ اَحْدَثْتَ لى ذِلَّةً باطِنَةً عِنْدَ نَفْسى بِقَدَرِها
و عزتى آشكار برايم ايجاد مكن مگر كه به همان اندازه در باطنم خاكسار سازى.
این کفه ترازو همیشه در ذهن تان باشد. هرجایگاهی پیدا کردیم هر عزتی پیدا کردیم، چه دنیایی و چه آخرتی، اگر کسی توجه به این کفه داشته باشد، چنین انسانی شکست نمی خورد در غیر این صورت سقوط می کند و خیلی از افراد در این قسمت شکست خوردند.
نکاتی که از این فراز از دعا باید بیاموزیم:
الف ) خودمان را از رذیله کبر و فخرفروشی تخلیه کنیم. علمای اخلاق دو اصطلاح زیبا دارند، یکی «تخلیه» و دیگری «تحلیه» تخلیه یعنی خالی شدن از رذایل و تحلیه یعنی به فضایل آراسته شدن.
در روایت داریم: « کافی است برای شخصیت انسان دچار چنین آزمایشی شود که با انگشتان او را نشان دهند.» یعنی شاخص شود. بحث در شاخص نشدن نیست بلکه در این است که شاخص شدی باید مراقب باشی. بسیاری از افراد مثل هنرمندان، ورزشکاران و هنرپیشه ها، آنهایی که در معرض دید مردمند، مشهورترند، باید بیشتر مراقب باشند، باید متواضع تر باشند.
بعضی از این افراد با غرور خاصی در جامعه حرکت می کنند و از مردم متوقع اند و کم کم رفتارهای پستی از انها سر می زند.
امام علی (ع) می فرمایند: « مَا أَرَى شَيْئاً أَضَرَّ بِقُلُوبِ‏ الرِّجَالِ‏ مِنْ خَفْقِ النِّعَالِ وَرَاءَ ظُهُورِهِم‏
هیچ چیز ضررش برای قلب مردان بیشتر از صدای کفش های پشت سرشان نیست.»
( مجموعة ورام ؛ ج‏1 ؛ ص65)
وقتی شاخص شد، اعوان و انصار دارد. این خیلی ضرر می زند. لذا اگر کسی جایی می رود و دوست دارد همیشه عده ای اطرافش باشند، باید متوجه باشد که کفه تواضع پایین نیست. ممکن است بروز ندهد، زهدفروشی کند  و تظاهر نماید که من تکبر ندارم ولی وقتی قصد جایی را دارد، عده ای را صدا می کند. اگر این حالات هست، نشانی از بیماری درونی دارد و در جایی زمین گیرش می کند.
یکی از چیزهایی که در سبک علماء بود، این بود که کسی را در اطرافشان نمی دیدید. البته نمی خواهم بگویم هرکس اطرافیانی دارد آدم بیماری است ولی به هرجهت خطرناک است. پس بی خودی خودمان را مشهور نکنیم.گاهی بعضی افراد خودشان را چند برابر آنچه هستند نشان می دهند. باید مثل کوه یخ باشیم قسمت کمی از او پیدا باشد.
ب ) آراستگی به فضائل، فضیلت تواضع.
تواضع چیزی بین تکبر و پستی است. یعنی به کمتر از آنچه جایگاه و منزلتش هست قلبا راضی باشد. بعضی متاسفانه برعکس عمل می کنند یعنی هرآنچه دارند بیشتر می خواهند. مثلا گله می کنند چرا با فلان ماشین دنبال من آمدید؟ ماشین باید مطابق شان من باشد. انسان باید در وجودش به کمتر از آن فضیلت راضی باشد ولو اینکه مردم نمی دانند ولو اینکه خودش درخواست نکند و مردم ندانند.
ج ) حفظ فضائل:
اگر انسان تکبر کند، امکان از دست دادن آن فضیلت را دارد. چه بسیار افرادی که علمش را به رخ کشیده ، صدایش را به رخ کشیده و یک مرتبه همه را از دست داده. یکی از چیزهایی که فضائل را از انسان می گیرد فخرفروشی و تکبر است. شیطان چی گفت؟  خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ (اعراف/12) خطاب شد حالا که تکبر می کنی پس برو بیرون. یعنی تکبر جایگاهها را از انسان می گیرد، فضائل را می گیرد.
در روایت داریم:
ُ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ‏ اللَّهُ‏، وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّه‏          (زاهد كيست؟ وظيفه اش چيست؟ / ترجمه الزهد ؛ ص128)
«کسی که برای خدا تواضع کند خدا او را بالا می برد و کسی که تکبر ورزد، او را زمین می زند.»
امام صادق (ع) :
 « إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ‏ تَوَاضَعَ‏ لِلَّهِ‏ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاهُ.» خداوند در آسمان دو فرشته دارد که بر بنده موکلند اگر بنده برای خدا تواضع کند او را بلند می کنند و اگر کسی تکبر کند توی سرش می زنند.                                                    (وسائل الشيعة ؛ ج‏15 ؛ ص272)
روایت سوم:
شخصی می گوید در مکه بین صفا و مروه بودم دیدم مردی سوار بر مرکب حرکت می کند و دو نفر در اطرافش مردم را کنار می زنند. بعد از مدتها به بغداد رفتم روی پل بغداد دیدم مردی با موهای بلند و ژولیده، نگاهش کردم. گفت چرا به من نگاه می کنی؟ گفتم شما شبیه مردی هستید که او را در مکه دیدم. گفت آری؛ من همانم. گفتم خدا با تو چه کرد؟ گفت: در جایی تکبر کردم که مردم تواضع می کردند(صفا و مروه)
د) درس چهارم این عبارت: انسان باید بداند که این فضائل را خدا ایجاد کرده، از خودش نیست. لذا حضرت می فرماید؛ اَحْدَثْتَ.

 

تاریخ ارسال: 1395/1/30
تعداد بازدید: 381

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.