تفسیر دعای مکارم الاخلاق / توسط استاد شیخ علی مرادزاده

به نام خدا
جلسه دوم  تفسیر دعای مکارم الاخلاق / توسط استاد شیخ علی مرادزاده
وَاَغْنِنى وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِكَ،   و بى‏نيازم گردان و روزي ات را بر من وسعت ده
اگر بنا باشد برای این قسمت موضوعی انتخاب کنیم، بهتر است بگوییم: فضایلی که باید از آفاتش در امان باشیم.
خداوند فضیلت ها و صفاتی را به ما لطف می کند که ما باید از آفاتش در امان باشیم.
همانطور که کنار هر سبزه و درختی، متناسب با آن ، آفاتی هست و علف هرزی هم رشد می کند، در کنار بعضی فضیلت ها ، آفاتی هم هست که باید از آن در امان باشیم.
اولین فضیلتی که امام سجاد(ع) به آن اشاره می کند این است:  وَاَغْنِنى .... خدایا مرا بی نیاز کن. غنی فضیلتی است که از خداوند طلب می کنیم و به معنی پول دار شدن نیست. بلکه یعنی خدایا؛ به من لطف کن که از آنچه در دست مردم است، احساس بی نیازی کنم. چشمداشتی به اموال مردم نداشته باشم. یعنی غنای نفسانی داشته باشم.
این حس خیلی قشنگی است. داشتن این حس به این نیست که انسان پول دار باشد. چه بسا افرادی که فقیرند ولی این حس در وجودشان هست و چه بسا افرادی که پول دارند اما بازهم این احساس غنی در وجودشان نیست. این حس بزرگ منشی ومناعت طبع را ندارند. لذا امام می فرماید؛ خدایا مرا از آنچه در دست مردم است بی نیاز کن.
 وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِكَ،   .....
اگر چه باید چشمداشتی به مال مردم نداشته باشم ولی از تو می خواهم که : روزی ام را زیاد کنی.
این روزی زیاد منافاتی با آن مناعت طبع ندارد. می شود که روزی انسان زیاد بشود ولی آن مناعت طبع را هم داشته باشد.
حالا آفات این دو فضیلت چیست؟
امام در ادامه جواب این سوال را این طور می دهند:
وَلاتَفْتِنّى بِالبَطَر..... خدایا مرا آزمایش نکن با طغیان.
انسان نسبت به نعمت هایی که به او داده می شود حس طغیان دارد. کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغي‏ . این چنین نیست [ که انسان سپاس گزار باشد ] مسلماً انسان سرکشی می کند. (علق/6)
پس در کنار غنی که حاصل شد . کنار آن وسعت رزق، یک آفتی هست به نام « بَطَر» یعنی طغیان. وقتی در فضیلت غنی افراط شد به سرکشی می رسد. دیگر برایش چیزی مهم نیست، محدودیتی نیست. بی در و پیکر ، بریز و بپاش دارد. تبذیر و اسراف دارد و به گناه آلوده می شود. ما حق نداریم که هر چه به دست می آوریم را خرج کنیم. زندگی و خرج آن باید یک سقف داشته باشد.
در نسخه دیگری از صحیفه سجادیه این عبارت به طرز دیگری آمده: وَلاتَفْتِنّى بِالنَّظَرِ .....
برای نَظَر چند معنا وجود دارد:
ا- به معنی انتظار....... یعنی خدایا مرا با وسعت روزی ام منتظر نگذار و مرا امتحان نکن.
خدایا: جوری نباشد که من برای این توسعه روزی انتظار بکشم. هی بگم امروز خدا میده فردا می ده. آنقدر انتظار بکشم و تازه به آن امتحان هم بشوم. بعضی ها به امید آینده خوب، انتظار می کشند، یکی دو سال تحمل می کنند و آخرش جا می زنند و خداحافظی می کنند و می روند تا از راه دیگری پول به دست بیاورند و گاهی ممکن است این انتظار تا آخر عمر بماند.
2- نَظَر به معنی دیدن و نگاه کردن. به استناد این آیه شریفه 88 سوره حجرات :
«لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلي‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنينَ
بنابراین به امکانات مادی و ثروت و اولادی که برخی از گروه های آنان را از آن برخوردار کردیم ، چشم مدوز ، و بر آنان [ به سبب اینکه پذیرای حق نیستند ] اندوه مخور ، وپر و بال [ لطف و مهربانیِ ] خود را برای مؤمنان فرو گیر.»
بعضی چشم شان به این ماشین است، به آن خانه است. یعضی زجر می کشند که چرا دیگران دارند و او ندارد. انسان باید به جایی برسد که اگر چشمش به یک ماشین 100 میلیونی و 200 میلیونی افتاد، حسی به آن نداشته باشد و این شدنی است.
این که حسرتش را نداشته باشیم به این معنا نیست که دنبال ترقی و پیشرفت نباشیم. صحبت سرِ آرامش روحی است.
وَاَعِزَّنى.... خدایا به من عزت بده.
عزت مرحله ای است که انسان از خواری بیرون می آید. اما وقتی به عزت رسید، آفتی دارد. آفت عزت چیست؟  « کبر»
عزت یک حالت وسط است بین ذلت و کبر. یعنی انسان آنقدر نداشته باشد که خوار شود. این بد است. لذا به خدا می گوییم به ما عزت بده تا خوار نشویم.
ما اجازه نداریم خود را خوار کنیم مگر در برابر خدا. این عزت اگر از حد خودش بالاتر رفت منجر به کبر و تکبر می شود.
تفاوت کبر و تکبر:
کبر یعنی انسان گمان دارد بزرگتر از دیگران است ( حالت درونی )
تکبر یعنی باور کند و بروز دهد که بزرگتر از دیگران است . ( حالت بیرونی )
کبر، اول درونی است و فکر می کند که بزرگ است بعد آرام آرام آن را بروز می دهد. مثلا وقتی به مجلسی وارد می شود حتما باید روی صندلی بنشیند، آن قدر بعضی وقتها تکبر زیاد است که دیگران را بلند می کند تا خودش روی صندلی بنشیند.
از نگاه قرآن عامل بزرگی دو چیز است : علم و تقوی. اگر عالمی و یا معلمی وارد شد، شاگرد باید تواضع کند، دقت کنید، دیگران باید تواضع کنند و برایش جا باز کنند. این فرق دارد با این که انسان خودش برای خودش جا باز کند. زیبایی ممکن است برای انسان تکبر بیاورد و همین طور قد و قیافه، مال، قدرت و .....
والسلام

 

تاریخ ارسال: 1394/11/25
تعداد بازدید: 509

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.