مطالب

 دعاي صحيفه سجاديه

استاد: حجت الاسلام والمسلمين آقاي شيخ علي مرادزاده

93/1/4

منزل آقاي عزت اله عظيمي

موضوع: توكل

 "روايت : خودتان را عادت بدهيد به كار خير"

عادت كردن به خير .كلمه عادت بستگي دارد به چه چيزي تعلق بگيرد پس كلمه عادت خود به خود منفي نيست.

 حب دنيا در راس كل خطايا ست .( اهل بيت عادتكم  الاحسان : اهل بيت عادت دارندكه بخشنده باشند).

سوره معوذتين را زياد بخوانيد چون به خدا پناه مي بريد. انسان وقتي گناه مي كند يك لحظه كافر مي شود يعني شيطان اول انسان را غافل مي كند بعد انسان گناه مي كند. لذا در دعاي صيفه سجاديه از خدا مي خواهيم  كه خدايا من را در تجارتي با خودت قرار بده كه سود عايد من شود.

خدا : خريدار          انسان : فروشنده    . خدا جان ومال را مي خرد و درمقابل بهشت را مي دهد.

لذا آقا اميرالمومنين درخطبه 456 نهج البلاغه مي فرمايد: آيا يك آزاده اي نيست كه اين خورده ريزهايي را كه در لابلاي دندان مانده و هيچ ارزشي ندارد را براي اهلش بگذارد... بنابراين اين جان و نفس را جز به بهشت نفروشيد.

درتجارت دنيوي بين ثمن و مثمن يك تعادل برقرار است ولي درتجارت با خدا نه تنها اين تعادل برقرار نيست بلكه يك طرفه است و غبن (ضرر و زيانكاري )دركارنيست. لذا در دنيا صد سال عمر مي كنيم  وعبادت مي كنيم ولي درجزاي ان يك عمر زندگي ابدي در آخرت داريم پس كيفيت اين تجارت با تجارت دنيا كاملاً فرق مي كند.

93/1/11

منزل آقاي محمد معدندار

موضوع: انفاق حضرت فاطمه(س)

درمسجد اطراف پيامبر(ص) عده اي نشسته بودند كه فردي فقير كه لباس كهنه اي به تن داشت وارد شد از پيامبر(ص)درخواست پول وغذا كرد پيامبر فرمود من نمي توانم شما را كمك كنم ولي شما را به فرد ديگري راهنمايي مي كنم تا تورا كمك كند (نكته قابل توجه :اگر نمي تواني به كسي كمك يا پولي بدهي اشكالي ندارد ولي اگر مي تواني اورا به كسي سفارش كني خود يك انفاق وكارحسنه است) لذا پيامبر آن شخص را نزد حضرت فاطمه(س) فرستاد ، خانه فاطمه(س) چسبيده به خانه پيامبر ومسجد پيامبر بود كه اين خود عظمت فاطمه (س) را نشان مي دهدوقتي آن شخص نزد فاطمه(س) آمد وگفت من گرسنه ام و پيامبرمن را نزد شما فرستاد، آن حضرت زيرانداز و گليمي كه حسنين(ع) را روي آن استراحت مي كردند را به آن شخص انفاق كرد آن مرد پس از دريافت گليم گفت من گرسنه ام سپس حضرت كه خود سه روز چيزي نخورده بود ودرخانه چيزي نداشت گردن بندطلاي خود را كه دختر عمويش به اوهديه داده بودبه شخص فقير دادو فرمود آن را بفروش تا خود را سير كني ،(نكته: هميشه در انفاق بهترين مال خود را انفاق كنيم تا خدا هم چندين برابر ان را به ما بدهد) شخص نزد پپامبر(ص) آمدو شرح ماجرا را گفت كه حضرت فاطمه(س) گردن بند خودرابه من انفاق كرد دراين حال پيامبر(ص) گريه اي كرد و از خودگذشتگي و انفاق  فاطمه (س)به ستوه آمد لذا عمار جلو آمد و از پيامبرخواست گردن بند را بخرد لذا پيامبر(ص)فرمود هركس اين گردن بند را بخرد خداي متعال آن را ازعذاب الهي نجات دهد...

93/2/1

منزل سيد نعمت كحال

موضوع : متقين در مواجهه با بلا

متقين بلاها رويشان تاثير نميگذارد انقدر روحشان درگير محو جمال الهي است( مثل خون شدن و بريدن دست زنان درزمان يوسف كه محو جمال يوسف شدند) بلاها را بلا نمي بينند.حضرت زينب (س)فرمود: هرچه ديدم زيبايي ديدم.

سوال: ايا خدا بين افراد فرق ميگذارد!...مواجهه با بلا مهم است نحوه مواجهه با بلا مهم است  البته بعضي را هم ،خدا داده است،بخشش خدا روي حكمت است روي مصلحت است، اگرديگران ندهند برايشان نقص است ولي همه كار خدا روي حكمت است.

حيث قدسي:همه جن و انس جمع شوند وچيزي را درخواست كنندهيچ چيزي از من خدا كم نمي شودمثل اينكه سوزني را به دريا بزني چقدر كم مي شود اين مقدار هم كم نمي شود.

حديث قدسي:خدا روزي را زياد مي كند براي هركه بخواهد و كم ميكند براي هركه بخواهد.

دعا مقدورات الهي را تغيير مي دهد،دعا نكني يك جور ديگر مقدر مي كند،دعا كردن تاثير دارد ولي دركار خدا تاثير ندارد لذا از دعا كردن غافل نشويم.

خداوند مي فرمايد:اگر كسي به ولي من توهيني بكند به جنگ من آمده است. لذا دركوچه وبازار خيلي بايد مواظب رفتارمان باشيم،ممكن است يكي از اين بندگان ،ولي خدا باشد.

لذا بخاطر اينكه بندگان من دچار عجب نشوند آنها را به نماز شب وا مي دارم،حال اگر يك كارخوبي انجام داديم بلافاصله نتيجه مي خواهيم چون اين عجب باعث مي شودكه ما براي عبادت بيدار نشويم.

بعضي از بندگان من كسي هست تازماني كه فقير است بنده خوبي است ولي اگر من او را بي نياز كنم باعث فساد مي شود .

بعضي از بندگان من ايمانش را نمي تواند حفظ كند مگر اينكه پولدار باشد، با پول موفق است اگر بي پول شد دست به جنايت مي زند اگر فقير شد داغون مي شود.

بعضي از بندگان ايمانش حفظ نمي شود مگر به مريضي ، لذا اين سلامت جسم او را فاسد مي كند پس با اين مريضي ،عمر خود را به پايان مي رساند. پس اين نوعي مديريت خداوند است كه از درون بندگان خود باخبر است، مثل اينكه چون من عالم هستم خبره هستم پس هر جوري تدبير مي كند روي حساب و كتاب است،بنابراين ما بايد وظيفه خودرا انجام دهيم وهر كس ببيند وظيفه اش چيست، لذا خدايا من را بي نياز كن از فقر و نجات بده از تمسك كردن به ديگران.